فرا رسیدن هفته بسیج بر عموم ملت شهید پرور مبارکباد.
با فرا رسیدن هفته مقدس بسیج اعضای شورای پایگاه بسیج دو معلم شهید با برگزاری
محفلی با شهدای گرانقدر بسیجی در منطقه یاد مردان همیشه دلیر را زنده خواهد نمود.به گزارش
از مسئول فرهنگی پایگاه دومعلم شهید این مراسم بزرگ با حضور مسئولین نظامی سپاه جمهوری
اسلامی ایران و همچنین با حضور خانواده های معظم و محترم شهیدان منطقه برگزار خواهد شد.معاونت
فرهنگی در ادامه می گوید:
به فرمایشات رهبر معظم انقلاب امروزه یاد شهیدان کمتر از شهادت نیست.تمام وظیفه ما پاسداری
از مقام والای شهیدان است در خفظ این راه باید به جد حرکت کنیم.
این مراسم در روز پنجشنبه 3 آذرماه همزمان با نماز مغرب و عشا برگزار خواهد شد.
گرامی باد هفته مقدس بسیج
اینم یه شعر در جواب کسایی که بسیجی ها رو ، هیئتی ها رو ،
و در کل همه ی ولایی ها رو با طعنه هاشون مسخره می کنند و
با تهمت قصد ترور شخصیت بسیجی ها رو دارند و همچنین
سران کفر که در خیال خامشون قصدترور
سران جمهوری اسلامی را دارند...
****
روز و شب ما اگر جهنم گردد
شخصیتمان ترور دمادم گردد
ما بسیجیان نمی گذاریم حتی
یک مو زسر خامنه ای کم گردد
تا نور ولا بــه سینه ی ما تابید
نفرت ز منافـــق به دل ما رویید
ما جمله فدایی ولایـت هستیم
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
****************
ما شاکر حقیم کــه داریم تو را
توحیدری و چو ذوالفقاریم تو را
ای سیدعلی،رهبرمن آقاجان
هیهات که تنــها بگذاریم تو را
توصیه مهم به دشمنان اسلام
((لبیک یا خامنه ای))
قسم به کسی که جانم در دست اوست.اگر دشمنان اسلام
قصد تهدید نظام جمهوری اسلامی ایران را در فکر داشته باشند به
فرمایشات رهبرم لبیک گفته و چنان سیلی محکمی به دشمنان خواهم
زد.تا ابد ننگ و ذلت برای آنان در پی داشته باشد.
خانه مادري ما همه بيت الزهراست
يادتان باشد اگر تنگي دل غوغا كرد
مهدي فاطمه را ياد كنيد او تنهاست

تقدیم به ساحت مقدس یوسف زهرا که چشم ها برای انتظارش صبحش بیدار است.
((بسم رب شهدا و الصدیقین))
جلسه کارگروه طرح صالحین و دارالقرآن حوزه دو شهید مدرس توسط مسئولین
محترم طرح صالحین و دارالقرآن پایگاه ها در آینده نزدیک برگزار خواهد شد.
حضور کلیه مسئولین مربوطه در این جلسه الزامی است.
زمان و مکان برگزاری به طور دقیق لعلام خواهد.
((من الله التوفیق))
ستاد دارالقرآن حوزه دو مقاومت بسیج شهید مدرس
من محمد علي رجائي كه در سال 1312 در قزوين در خانوادهاي مذهبي متولد شدم. پدرم شخصي پيشهور بود و مغازة خرازي در بازار داشت كه از اين طريق امرار معاش ميكرديم. در سن 4 سالگي پدرم را از دست دادم و مسئوليت اداره زندگي ما به عهدة مادرم وبرادرم كه در آن موقع 13 سال داشت، ميافتاد. مادرم با تلاش و كوشش و حفظ حيثيت شديد خانوادگي در بين همة فاميل، ما را با يك وضع آبرومندانهاي اداره ميكرد و براي ادارة زندگيمان به كارهاي خانگي كه آن موقع معمول بود، مثل شكستن بادام و گردو و فندق و از اين قبيل كارها ميپرداخت. تنها دارائي قابل ملاحظه ما يك منزل كوچك بود كه آن هم از دوران حيات پدرم برايمان باقي مانده بود و آن منزل زيرزميني داشت كه مادرم با تلاشي پيگير در آن زيرزمين اقدام به پاك كردن پنبه و به طوري كه عرض كردم هسته كردن بادام و گردو و .... زندگيمان را به طرز آبرومندي اداره ميكرد. اغلب اوقات سرانگشتانش ترك خورده بود. برادرم هم در همان سن و سال كار ميكرد و در حد متعارفي كه ميتوانست كمكي به ادارة زندگي ميكرد.
خاطراتی درباره شهید رجایی
مسافرت به مشهد
يادم ميياد در يكي از مسافرتهايي كه در مشهد خدمتشون بوديم اولين بار بود كه براي زيارت حضرت رضا (سلامالله عليه) در دورة نخستوزيري ايشان ميرفتيم، و طبق معمول ما يك برنامة غذايي را ميبايست در خدمت حضرت ميبوديم، وقتي ما وارد شديم استقبال عجيبي كردند ايشان ايستاد به سخنراني در صحن حضرت رضا (سلام الله عليه) و مردم نيز دورش را گرفته و او را سر دوش گرفتند، همانجا برنامة غذايي هم ما مهمان بوديم و برادر عزيزحجتالاسلام طبسي نايبالتوليه آستان قدس و نماينده امام در آنجا نيز حضور داشتند ما بهمراه نخستوزير پس از اتمام سخنراني ايشان آمديم، همة مسئولين استان و شهر مشهد در آنجا بودند.
سفره غذا را نيز از قبل آماده كرده بودند، و فقط چيزهاي معمولي در آن بود، شهيد رجايي ابتدا نشست و نگاهي به سفره كرد و گفت چرا اينطور سفرة غيرمعمولي چيده شده است از ايشان سؤالي كردند منظورتان چيست كجاي اين سفره غيرمعمولي است، پاسخ دادند، چرا دو نوع خورشت است، چرا نوشابه اضافي، چرا ماست، چرا اين همه تشريفات، همه اون كساني كه تشريف داشتند ميدانند كه سفرة غذا يك سفرة معمولي حتي درحد خانوادههاي متوسط بود و همين را هم رجائي در حد اسراف ميديد، اشاره كرد و گفت: اگر اينها رو جمع نكنيد، من از اين غذا نخواهم خورد، و تقريباً در حال برخاستن و نيمخيز شده بود كه برادران ميهماندار كه پذيرايي ميكردند، گفتند آقا چيزي نيست يك سفرة معمولي است ولي چون قاطعيت او را ديدند مجبور شدند همة آنچه را كه در سفره زيادي مينمود مثل يك نوع خورشت، ميوهها و نوشابهها برداشتند و سفره شد، شامل يك نوع غذا و خورشت و نفري يك نوشابه و شهيد رجائي در اينجا با اين عمل يكبار ديگر به همة زمامدارها و مسئولين استان كه حضور داشتند درسي داده و آنها را براي ادامة صحيح مسئوليتشان آماده نمود و براستي مگر غير از اين هم ميتوان از او انتظار داشت؟ پس از صرف غذا تنها به اين عمل خود قناعت نكرد بلكه استاندار را ملاقات كرده و خطاب به او گفت: من تعجب ميكنم كه شما هنوز هم تغيير موضع ندادهايد، دنيا ميداند كه ما واقعاً از انقلابمون چي ميخواهيم و چكار بايد بكنيم، اين چه عملي است كه شما داريد ميكنيد. آيا من اينجا باشم و اين غذاهاي الوان را بخورم در حاليكه از مردمي كه آنجا هستند (اشاره به سمت حرم امام رضا «ع» ) و من را بعنوان نخستوزير روي دست ميگيرند و مرا بعنوان حزب الهي ميشناسند اطلاعي نداشته باشم، آيا معني حزبالهي اين است اينطوري ما بايد نمونه باشيم و بدين طريق او را ضمن راهنمايي مورد ملامت قررا داد.
سادگي محل كار
هميشه خودم را يك معلم دانستهام
وقتي آقاي رجائي نخستوزير شد هيچ علاقهاي نداشت كه به محل نخستوزيري برود چون آن را نخستوزيري زمان طاغوت ميدانست. چون در اين زمان وزير آموزش و پرورش هم بود ميگفت من خودم را از اول يك معلم ميدانستهام و چون ميخواهم وزير آموزش و پرورش بمانم لذا نخست وزيري بايد در محل وزارت آموزش و پرورش ايجاد بشود تا دو سه ماه هم اين فكر را دنبال كرد ولي بعد به دلائل امنيتي ناچار شد به محل نخسشتوزيري واقع در خيابان پاستور برود. چون اين محل به هيچوجه از لحاظ امنيتي جوابگو نبود.
مثل همه از غذاي نخستوزيري ميخورند
در دوران رئيس جمهوري آقاي رجائي هيچ تغييري با زمان نخستوزيري ايشان ديده نشد. مثلاً در اوقاتي كه مناسب بود ما با تني چند نفر از كاركنان دفتر غذايمان را مي برديم و نهارمان را در دفتر با ايشان ميخورديم. غذاي رياست جمهوري همان غذايي بود كه در نخستوزيري تهيه ميشد. هر غذايي براي كارمندان تهيه ميشد ايشان هم بدون اينكه كمترين چيزي به آن اضافه شود همان را ميخوردند گاهي هم كه خيلي كار داشتند نهارشان را به تنهايي ميخوردند.
تدريس خصوصي نكرد
آقاي رجائي علاقهاي به جمعآوري مال دنيا نداشت و با همان حقوق معلمي زندگيش را ميگذراند ايشان با اينكه معلم نمونه هم معرفي شده بود ميتوانست مثل برخي از همكارانش درآمد خوبي از كلاسهاي اختصاصي و تدريس خصوصي داشته باشد اما هرگز تدريس خصوصي نكرد.
آخرين وصيت
بيست روز قبل از شهادت، قبل از ترك خانه براي شركت در جلسهاي مهم، همسر رجايي به او گفت: «پيشنهاد ميكنم وصيتنامهي جديدي بنويسيد. وصيتنامه قبلي را سالها پيش نوشتهايد. »
رجايي به يادآورد كه در سال 1352 قبل از اينكه به زندان برود، وصيتنامهاي نوشته بود و آن روز، هشت سال از نوشتن آن وصيتنامه ميگذشت.
كمي فكر كرد. سپس كاغذي خواست تا وصيتنامهاي جديد بنويسد. او بر روي يك برگ كاغذ دفتر مشق بدون اين كه پاكنويس كند خوش خط و خوانا و بدون خطخوردگي و روان و ساده وصيتنامهاي نوشت و آن را به همسرش داد. نكاتي كه در اين چند خط به آنها اشاره شده، بسيار قابل تأمل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
اين بنده كوچك خداوند بزرگ با اعتراف به يك دنيا اشتباه، بيتوجهي به ظرافت مسئوليت از خداوند رحيم طلب عفو و از همه برادران و خواهران متعهد تقاضاي آمرزش خواهي ميكنم.
وصيت حقيقي من مجموعه زندگي من است. به همه چيزهايي كه گفتهام و توصيههايي كه داشتهام در رابطه با اسلام و امام با انقلاب تأكيد مينمايم.
به كسي تكليف نميكنم ولي گمان ميكنم اگر تمام جريان زندگي مرا به صورت كتاب درآورند براي دانشآموزان مفيد باشد.
هر چه از مال دنيا دارم متعلق به همسر و فرزندانم ميباشد. كيفيت عملكرد را طبق قانون شرع به عهده خودشان ميگذارم.
برادرم محمدحسين رجايي وصي و همسرم ناظر و قيم باشند.
خداي را به وحدانيت، اسلام را به ديانت، محمد(ص) را به نبوت و علي و يازده فرزندان معصومين عليهمالسلام را به امامت و پس از مرگ را به قيامت و خداي را براي حسابرسي به عدالت قبول دارم و از درياي كرمش اميد عفو دارم.
اين مختصر را براي رفع تكليف و تعيين خط مشي براي بازماندگان و بر حسب وظيفه شرعي نوشتم وگرنه وصيتنامه اين بنده حقير با اين همه تحولات در زندگي در اين مختصر نميگنجد و مكّه، حج بيتالله بر من واجب شده بود امكان رفتن پيدا نشد. اينك كه به لقاءالله شتافتم اين واجب را يكي از بندگان صالح خداوند به عهده بگيرد. ثلث اموال به تشخيص بازماندگان به «خيرالعمل» صرف شود و اگر به نتيجه قطعي نرسيدند به بنياد شهيد بدهيد.
محمدعلي رجايي
انفجار و شهادت
در ساعت سه عصر، صداي انفجار مهيبي از ساختمان نخستوزيري برخاست. كاركنان به طرف محل انفجار دويدند. جمعيت زيادي از راه رسيد. همه نگران رجايي و باهنر بودند. رجايي از چند روز قبل به فرمان حضرت امام خانوادهاش را در يكي از واحدهاي مسكوني نهاد رياستجمهوري ساكن كرده بود تا ديگر مجبور به رفتوآمد به خانهاش نباشد. كمال، پسر سيزده ساله رجايي از دور شاهد شعلههاي آتش بود. او با حالي آشفته به مادرش تلفن كرد و ماجرا را با او در ميان گذاشت تا همسر شهيدرجايي خودش را برساند. پيكرهاي خونين و سوخته رجايي و باهنر را به بيمارستان منتقل كردند. شدت انفجار به حدي بود كه ابتدا هيچكس نتوانست كشته شدگان را شناسايي كند. جنازهها را به بيمارستان انقلاب منتقل كرده و پيكر شهيدرجايي را در سردخانه قراردادند.
هيچكس نميدانست كه اين پيكر سوخته، بدن شهيدرجايي است. به فكر يكي از اطرافيان او رسيد كه از روي دندانها ميتوان فهميد كه پيكر سوخته، بدن شهيدرجايي است يا خير؟ اما سوختگي آنچنان بود كه دهان رجايي به سادگي باز نميشد. لحظاتي بعد يكي از پزشكان از راه رسيد و پس از شستن لبها با آب اكسيژنه، دهان را باز كرد و دندانها ديده شد، اما باز هم كسي او را نشناخت. همسر شهيد رجايي به بيمارستان آمد و در سردخانه پيكر سوخته شهيدرجايي را شناسايي كرد.
با شنيدن خبر شهادت رجايي و باهنر، مردم به خيابانها ريختند و ايران در سوگ رئيسجمهور و نخستوزير خود فرو رفت. با طلوع آفتاب روز نهم شهريور ماه مردم در مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع كرده و با سردادن شعار«رجايي، رجايي! راهت ادامه دارد! » پيكر او و شهيد باهنر را تا بهشت زهرا مشايعت كردند.
اطلاعيه خانواده شهيد محمدعلي رجايي رييسجمهور
بسماللهالرحمنالرحيم
محمدعلي رجائي مقلد امام و فرزند ملت به عهد و پيماني كه با خداي خويش بسته بود وفا كرد و به كاروان شهداي اسلام و انقلاب اسلامي پيوست. «واوفوا بعهد الله اذا عاهدتم» رجايي اين سرباز اسلام و انقلاب كه طعم فقر و محروميت را چشيده بود و هنوز نقش آثار داغ و شكنجة زندانهاي منحوس، پهلوي از پيكر او محو نشده بود، در مبارزه بيامان خويش عليه ظلم و جور و استكبار، عليه شرك و كفر و الحاد تا پاي جان ايستاد و با خون خود، نهال انقلاب اسلامي ايران را آبياري كرد و به خدا پيوست. اينك اي امت شهيدپرور و انقلابي ايران، فرزند شما محمدعلي رجائي، كه شما با رأي قاطع خود او را به رياستجمهوري اسلامي ايران برگزيده و با انتخاب او به رياست جمهوري به جريانات انحرافي و سازشكارانه خط بطلان كشيديد در راه انجام وظيفهاي كه به عهده او گذاشته بوديد شهيد شد. او خود را به حق فرزند ملت ميدانست و اينك خانوادة وي شهادت او را به امام ملت بزرگ و انقلابي ايران تبريك و تسليت ميگويند و تو اي امام بزرگوار، دعا كن كه خدا خون اين شهيد را كه از ميان مردم محروم و مستضعف جامعه برخاست و در راه حفظ و حراست حقوق محرومان و مستضعفان جامعه و استقرار حاكميت اسلام شهيد شد از امت مسلمان و شهيدپرور ايران بپذيرد و اينك ما، همسر و فرزندان و خانواده شهيد رجايي، امروز در اجتماع دانشگاه حاضر ميشويم تا يك بار ديگر با امام و امت مسلمان انقلابي ايران در ادامه راه شهيدان تجديد بيعت كنيم. در اهتزاز باد پرچم خونين اسلام، پرطنين باد بانگ آسماني اللهاكبر، به اميد پيروزي اسلام و مسلمين.
خانواده شهيد محمد علي رجائي
زندگی نامه شهید رجایی
(( بسم رب شهدا و الصدیقین))
با سلام بر امام زمان(عج) و نایب بر حقش آقا امام خامنه ای در این پست قصد داریم
تا جوانان ایران زمین را با مضوع تهاجم فرهنگی و تاثیر آن در خانواده ها بحث کنیم.
مقدمه:
پس از انقلاب اسلامی و حرکت همگانی مردم برای تغییر بنیادین ارزشهای نظام، دشمنان همواره از طریق برنامههای مختلف سعی در اختلال در نظام برنامههای کشورمان داشتهاند. پس از آنکه دشمنان از ادامه رابطه و مصالحه با رهبران نظام جمهوری اسلامی مأیوس شدند، به جنگ تحمیلی دامن زدند که خود میتوانست تضعیف نظام تا نابودی کامل هویت دینی و ملی (ایرانی- اسلامی) را در بر داشته باشد. البته در این راه دشمن از هیچ حربهای فرو نگذاشت، اما آنچه که مسلم بود رشادتها و ایثار جوانان و مردم ایران زمین به مدد عقیده و ارزشهایی که از انقلاب به دست آورده بودند، مانعی بزرگ بر سر راه اهداف آنها شد و چیزی جز ناکامی و شکست در حوزه استراتژیهای نظامی را برای آنها در بر نداشت. بدین ترتیب دشمن زخم خورده از شکست در حوزههای نظامی به فکر راههای پنهانیتر و البته کشندهتری برای نابودسازی نظام افتاد. در این دوره استحاله از درون و تهیسازی معانی ارزشی جامعه مهمترین هدف دشمن قرار گرفت. تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی درست از سال 1368 یعنی پایان جنگ تحمیلی ایران و عراق آغاز شد و از خلاء ایجاد شده از مسایل جنگ، استفاده لازم را برد.
گسترش روز افزون ماهوارهها، گسترش بیبندوباری و به وجود آمدن فساد فراگیر در جامعه و به انحطاط کشیده شدن برخی از جوانان و گسترش روزافزون مشروبات الکلی، ایجاد گروههای غربی مانند: هویمتالها، رپها و شیطانپرستها، تمایل به مدگرایی و000 همه و همه نشان از هدفمند بودن این تهاجم از طرف دشمن داشت. این بار دشمن با استفاده از روشهای نرمافزاری فکری و تبلیغی بر خلاف دوره قبل که مردان را مورد حمله قرار داده بود قلب جامعه، یعنی زنان و جوانان را هدف گرفت.
جامعهشناسان معتقدند که پایههای هر جامعه، ریشه در ارزشها و نظام عقیدتی آن دارد. بنابراین برای تضعیف هر جامعه، کافی است تا فرهنگ آن را تضعیف کرد. با این کار افراد جامعه از خود بیگانه شده و بر خلاف آنچه که حقیقت فرهنگی آنها را تشکیل میدهد، رفتار میکنند. دشمن برای حملات فرهنگی، نیاز به ابزارها و وسایل کارآمد داشت. بنابراین همان طور که لازمه حملات نظامی ابزار و آلات جنگی است، لازمه تهاجم فرهنگی نیز وسایلی است تا گلولههای زهرآگین فرهنگی دشمن از ماهوارهها گرفته تا اینترنت، رادیو و توزیع کتابهای ضد فرهنگی و دگراندیشی به براندازی نظامهای مخالف و تضعیف و آنها مبادرت ورزد.
میتوان گفت خانواده کانون توجه حملات ابزارهای مدرن تهاجم فرهنگی است و با تضعیف آن بسیاری از اهداف تهاجم فرهنگی محقق میشود. با نگاه به کارکردهای خانواده بیشتر میتوان به اهمیت آن توجه نمود. خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی پایه و اساسی در جامعه، معمولاً کارکردهای گوناگونی را بر عهده دارد که البته چگونگی این کارکردها و شدت عملکرد آنها در فرهنگهای گوناگون متفاوت است.برخی از این کارکردها عبارتند از:
1ـ تنظیم رفتار جنسی و زاد وولد
درفرهنگهای مختلف بشری، خانواده محلی امن برای برآوردن نیازهای زندگی جمعی بشر است. یکی از نیازهای بنیادین انسان میل به رابطه جنسی و تولید مثل است. تاریخ بشر نشان میدهد که هیچ مکانی برای ارضای نیازهای غریزی بشر، امنتر و آرامبخشتر از خانواده نبوده است.
2ـ مراقبت و محافظت از کودکان، ناتوانان و سالخوردگان
از آنجا که این افراد، قادر به مراقبت از خود نیستند، بنابراین خانواده بهترین مکان برای حفظ و نگهداری از این افراد است. به علاوه این نهاد از جمله معدود نهادهای اجتماعی است که ابعاد معنوی و عاطفی بشر را رشد و تعالی میبخشد.
3ـ اجتماعی کردن فرزندان
در تمام تاریخ بشر، خانواده به عنوان مهد گسترش و انتقال ارزشها و هنجارهای نظام اجتماعی از نسلی به نسل دیگر بوده است. همواره رویکردها و آموختههای اولیه فرزندان، تاثیر زیادی در آموختههای بعدی آنها دارد. بنابراین آنچه را که افراد در سالهای نخست زندگی از خانواده فرا میگیرند، پایههای اندیشههای بعدی خود میسازند. در موارد بسیار زیادی الگوی زندگی و رفتارهای اجتماعی فرزندان، والدین آنها هستند.
4ـ تامین اقتصادی
تقریباً در همه جوامع تاریخی، خانواده نقش اصلی تامین مایحتاج اقتصادی و ضروریات مادی افراد را بر عهده داشته است. بنابراین در دورههای مختلف زندگی به ویژه سالهای نخست و پایانی زندگی که فرد قادر به تولید اقتصادی نبوده است، تحت حمایت سازمان خانواده قرار میگرفت. مسلماً جوامع مختلف تشکیل شده از واحدهای کوچکتری چون خانواده هستند. به همین دلیل مهمترین هدف برای نابودسازی یک جامعه و فرهنگ آن، نابودسازی افراد از طریق برهم زدن آرامش روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنهاست که این هدف جایی نیست مگر خانواده. چنانچه دیده میشود سیستم برنامهریزیهای فرهنگی دشمن اغلب با اثرگذاری بر خانواده نظام عقیدتی، سیاسی و فرهنگی فرد را دچار تزلزل میسازد. این نظام برنامهریزی با انگشت گذاشتن بر ابعاد غریزی و لذتهای آنی، سعی دارد تا اقشار آسیبپذیر جامعه نظیر نوجوانان، جوانان، زنان و سایر گروهها را مورد حمله قرار دهد. برخی از این حملات در قالب پیامدهای ذیل بر خانواده ظاهر میشود:
1ـ اختلاف میان زن و شوهر
دشمنان فرهنگی، در قالب برنامههای تفریحی، کتابها، تصاویر و فیلمهای تلویزیونی سعی در تغییر رویکردها و عقاید افراد دارند. همان طور که میدانیم عقاید و رویکردهای اولیه هر فردی بسته به محیط اجتماعی آن، شکل میگیرد، لذا افراد بهنجار جامعه خود و محیط اجتماعی که در آن زندگی میکنند، محسوب نمیشوند. بلکه در بهترین حالت، افراد بهنجار و نرمال جوامعی محسوب میشوند که با معیارهای آنها رفتار میکنند.
به خوبی میتوان ملاحظه کرد که در صورت بروز چنین وضعیتی فرد از سوی محیط طرد میشود. اینجا تضاد بین عالم رویاهای فرد با واقعیات بیرونی، موجب طرد فرد از جامعه و گسست نظام خانواده میگردد. برنامههای فرهنگی بیگانگان با تبلیغات و آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم خود در قالب برنامههای تلویزیونی، عکسها، رمانها و ... سعی در تغییر بنیانهای فکری افراد دارند که این امر در اغلب موارد به اختلافات ارزشی خانوادهها و عدم توانایی آنها در پذیرش یکدیگر منجر میگردد. دامنه این مسئله از اختلافات خانوادگی تا طلاق گسترش مییابد.
2ـ اختلافات میان خانواده و فرندان
همان طور که گفته شد تغییر در بنیانهای عقیدتی خانواده، زمینه بروز اختلاف عقاید و عدم پذیرش افراد را فراهم میسازد. این امر علاوه بر تضاد میان زن و شوهر، تضاد میان نسلها حتی شاهد تضاد و تفاوت کامل فکری میان فرزندان و در نتیجه عدم پذیرش فرزندان نسبت به یکدیگر میباشیم.
تهاجم فرهنگی و خانوادهها
بیتردید طراحان برنامههای مدرن تهاجم فرهنگی اطلاعات و خطمشیهای اصلی خود را از سازمانها و اطلاعاتی و جاسوسی کشورهایی میگیرند که قصد فرماندهی بر کل دنیا را دارند. تحقیقات نشان میدهد در سازمان سیا، شاخهای تخصصی و متمرکز برای مطالعات و برنامهریزی ضد فرهنگی علیه ایران با یک فکر ویژه تشکیل شده و بودجه مالی آن از 000ر000ر25 دلار در سال قبل به 000ر000ر75 دلار در سال جاری افزایش یافته است؛ این یعنی افزایش تهاجم تا حد سه برابر. مهمترین هدف مبارزه فکری و روانی دشمنان نظام، سرمایههای اصلی کشور یعنی جوانان است و در این بین جوانان برای آنان دارای اهمیت و برنامهریزی ویژه است چرا که:جوانی به واسطه ویژگیهای نشاط، بالندگی، نوخواهی، سرکشی و ناپختگی فکری، محلی مستعد برای تاخت و تاز شبهات و اندیشههای جدید و پر زرق و برق است.
جوانان به واسطه زندگی در خانوادهها اهمیت ویژهای دارد، زیرا تخریب و منحرف کردن یک جوان در یک خانواده، یعنی تخریب و کاهش قدرت آن خانواده. بررسیها نشان میدهد مواد روانگردان و مخدر برای جوانان و نوجوانان به شیوهای راحت و با قیمتی ارزانتر ارائه میشود به نظر شما احاطه و تسلط فکری بر جوانان اهمیت بیشتری دارد یا بزرگسالان و سالخوردگان؟ البته هریک جایگاه ویژه خود را دارد. منحرف ساختن جوانان این خانوادهها زمینه برای دغدغههای بزرگ خانواده و ایجاد عدم تمرکز فکری و روانی برای والدین نظامی میگردد.نگاهی به ساختار پذیرش تهاجم در خانوادهها و انواع آنها، در فهم بهتر مطالب، ما را یاری میرساند.
1ـ خانوادههای فعال
در این خانوادهها، درونی کردن هنجارهای اجتماعی و دینی روال معمول و منطقی خود را داشته و والدین ضمن مشارکت در زندگی جمعی و پاسخ به مسائل فکری فرزندان هم زمان به افزایش اطلاعات مورد نیاز و تعامل منطقی با فرزندان به ویژه جوانان خود میپردازند. استعمار فرهنگی برای ورود به این خانوادهها دچار مشکل جدی است چرا که مأمن اسرار جوانان این خانوادهها، دچار مشکل جدی است. مأمن اسرار جوانان این خانوادهها، والدین هستند و محیط خانواده به شکلی است که آنها برای طرح مسائل ذهنی و فکری و عقیدتی خود مشکل خاصی ندارند، بنابراین در حافظه آنها نقاط مجهول وجود ندارد تا توسط ابزار تهاجم فرهنگی به نادرست معلوم گردد.
2ـ خانوادههای منفعل
در این خانوادهها، به علت اشتباه گرفتن وظایف و کارکردهای اصلی خانواده و هدف نهایی کار و تلاش از تامین پوشاک و خوراک به جای تأمین روحی روانی فرزندان، شکافی محسوس بین والدین و فرزندان به وجود میآید. عمدتاً در این خانوادهها فرصت مناسبی برای گفتوشنود خانوادگی پیدا نمیشود و ارتباط آنها موزاییکی است. والدین به تصور برآوردن نیازهای اصلی فرزندان بیشتر به فکر لباس، غذا، تفریح و تحصیلات آنها هستند و کمتر به اصلیترین وظیفه خود یعنی همبستگی روانی با فرزندان و آموزش معنوی آنها توجه دارند. چه بسا در این میان ابتدا والدین تحت تاثیر ابزارهای تهاجم فرهنگی قرار گرفته و سپس فرزندان مبتلا میشوند و در صورت ابتلای آنها راه حل منطقی و مناسبی برای برون رفتن از بحران در پیش گرفته نمیشود. مشکلات اقتصادی و خواستههای پایان ناپذیر خانوادهها نیز ناکجاآبادی را پیش روی این خانوادهها میسازد که با سرعت به سمت انتهای آن که یأس و نومیدی است سرازیر میشوند. در بسیاری از موارد این افراد احساس میکنند که هر مشکل و مسئله خاصی آنها را تهدید نمیکند و در یک امنیت کامل به سر میبرند بنابراین به فکر راهحل آن مشکل بر نمیآیند. لذا اولین راهحل برای مواجهه با مشکل، یافتن مسئله است. دقت کنیم راه نهایی برای حل مسئله، پاک کردن صورت مسئله نیست.
با توجه به ساختار فرهنگی- مذهبی جامعه ما، نیاز به تقسیمبندی دیگری احساس میشود:
ـ خانواده سنتی:
که تاکید ویژه آن بر سنتها و رسوم غالب حاکم بر جامعه اعم از دینی یا ملی است. این دسته به دو گروه قابل تقسیمبندی است: الف: متعصب؛ ب: منعطف
متعصب: این خانوادهها به شرایط زمانی توجهی نداشته و آن چیزی که در گذشته آموختهاند و یا با جنبهها سنتی آنها همخوانی دارد را معیار اصلی انتخابهای بعدی خود و دیگران میدانند و در این راه انعطافی از خود نشان نمیدهند.
منعطف: این خانواده با وجود آنکه وجه پیروی از سنتها در آنها بسیار قوی است اما تا حدودی سعی میکنند تا در برابر شرایط از خود انعطاف نشان دهند در نتیجه با فرزندان بسته به اقتضای زمانه همگام میشوند.
ـ خانواده روشنفکر:
که این دسته از خانواده بر خلاف دسته پیشین، تاکید عمده خود را بر عقل و معیارهای عقلانی و منطقی نهاده و در برابر اغلب مسایل جدید سعی دارند تا از عقل و معیارهای آن بهره برند: الف: ارزشمدار؛ ب: فارغ از ارزش
ارزشمدار: این دسته علاوه بر آنکه تاکید زیادی بر عقل و انتسابهای عقلانی دارند، اما معیارهای عقلانی آنها دارای پشتوانه ارزشی و اغلب دینی است. لذا تنها به اموری مبادرت میورزند که با محک عقل و معیارهای ارزشی آنها همخوانی داشته باشد.
فارغ از ارزش: این دسته کسانی هستند که سعی دارند تا عقلمدار با تمام مسایل برخورد کنند. عقل ابزاری و معطوف به هدف سرلوحه تمام امور این افراد قرار میگیرد. برای این دسته که از معیارهای ارزشی روشنی پیروی نمیکنند و عقل آزاد را سرلوحه امور خود قرار میدهند. برای آنها هدف مهم است و به اصطلاح هدف، وسیله را توجیه میکند. به عنوان مثال از نظر ما و حتی اندیشمندان اروپایی، آمریکاییان اغلب افرادی با عقل ابزاری و معطوف به هدف هستند و برای آنها تنها هدف مهم است نه وسیله. کشتار جمعی، تعرض و تهاجم، وسایلی هستند که آنها را به اهدافشان رهنمون میسازند. بنابراین، این وسایل چون بهترین ابزار برای دستیابی به اهداف محسوب میشوند، مناسب و مقبول هستند. در حالی که در سنت ما و ارزشمداران تاریخ همواره راه رسیدن به اهداف یکی از ملزومات اساسی است.
اگر بخواهیم این خانوادهها را در یک طیف نشان دهیم در یک سر طیف خانوادههای متعصب سنتی و در سر دیگر آن خانوادههای روشنفکر فارغ از ارزش قرار میگیرند. این خانوادهها افرادی افراطیاند. خانوادههای متعصب سنتی در برابر هر امر جدید و تازهای مقاومت میکنند. از آنجا که این خانواده نمیتواند با شرایط زمان خود را تطبیق دهد در بسیاری از موارد دچار مشکلات جدی شده و احتمال انحراف اعضای آن بسیار زیاد است.
دسته دوم یعنی خانوادههای روشنفکرمآب فارغ از ارزش، کسانی هستند که بر خلاف دسته اول تحت هیچ عنوان به ارزشها و سنتهای رایج تن در نمیدهند. این دسته اغلب افرادی غیر اخلاقی و غیرقابل اعتماد هستند. از سویی دیگر امکان فروپاشی این خانوادهها و گسست انسجام و همبستگی آنها بسیار زیاد است زیرا این دسته در برابر هر مد جدیدی آماده پذیرش هستند و آن را با آغوش باز میپذیرند. تفاوت و تناقض ارزشهای آنی و گذرا در این خانوادهها و از سوی دیگر عدم توجه به اخلاق، موجب فروپاشی و گسست این خانوادهها از هم میشود. اما آنچه مد نظر ما میباشد و از نظر ما خانوادههای پذیرفته شدهتری محسوب میشوند خانوادههای سنتی منعطف و روشنفکر ارزش مدار هستند. این دو دسته آمیزهای از عقل و سنتهای ارزشی اعم از دینی و ملی را سرلوحه عمل خود قرار میدهند. مسلماً این خانوادهها در برابر مسایل جدید و حوادث بزرگ زندگی کمتر آسیبپذیرند و این دسته با قدرت تحمل خود به حل مسایل میاندیشند و با قدرت ایمان، اخلاق و صبر شیوه ارتباط منعطف با محیط را پیش میگیرند.
نتیجهگیری:
با بحث فوق قصد داشتیم به معرفی اجمالی تهاجم و هدف اصلی آن یعنی جوانان بپردازیم. بدون شک با توجه به انواع خانواده و روشهای تربیتی و تصمیمگیری در آنها مقابله با تهاجم فرهنگی نیز متفاوت میشود. بیتردید نمیتوان در همه جای جامعه پلیس و نیروهای کنترل رسمی را قرار داد اما میتوان با آموزش صحیح به خانوادهها، آنها را در مقابل این تهدیدات بنیان برانداز، واکسینه نمود. خانوادهها با کنترل فرزندان خود کمک بسیار زیادی به سلامت خود و جامعه میکنند.
شما خانوادههای گرامی و خوانندگان گرانمایه این نوشتار، با رفتار مشفقانه و محبتآمیز میتوانید به کمک اصلاح جامعه آمده و ضمن کنترل درونی خانوادهها به کنترل بیرونی و در نهایت ایمن سازی جامعه با مشارکت و همکاری دلسوزانه کمک نمایید. فراموش نکنیم همیشه یک فرزند خوب در یک خانواده آرام و منطقی پرورش مییابد و یک جامعه خوب متشکل از خانوادههای خوب است. خانوادهها پلی هستند برای سوق جامعه به سمت اهداف متعالی و بلند.
شما والدین گرامی با اهمیت به حضور بیشتر و موثر در خانواده با اهمیت دادن به روح و الزامات روانی فرزندانتان میتوانید به کارکردهای صحیح تربیتی خانواده جامه عمل بپوشانید. فراموش نکنیم که فرزندان و افراد خانواده ما بیش از نیازهای جسمانی به آرامش روانی و درک متقابل نیازمندند و ارتباط مناسب و مشفقانه پدر در منزل با همسر و فرزندان ضامن بقا و سلامتی کانون گرم خانواده است. گو اینکه برای همین هدف مهم و غایی، هر صبح را به امید تقرب به خداوند متعال به شب میرسانیم.
اغلب افراد گمان میکنند که از آسیبهای اجتماعی در اماناند و این مسایل تنها گریبانگیر دیگران است. بسیاری از والدین از مشاهده مدهای مو و لباس در فرزندان و یا مشاهده کجرویهایی نظیر اعتیاد به موادمخدر، انحرافات جنسی و رفتارهای ضد اخلاقی از سوی جوانان خود عبرت نمیگیرند و در اکثر موارد موضوعات مذکور را ناچیز جلوه میدهند. باید توجه داشت که راهحل نهایی برای حل مسئله، پاک کردن صورت مسئله نیست. بلکه آگاهانه باید ابتدا مسایل را شناسایی نموده و برای حل آن اقدام نمود. دقت کنیم همان طور که ویروسهای بیماریزا میتوانند بدن ما را در خطر نابودی قرار دهند، ویروسهای ضد فرهنگی نیز میتوانند به نحو بسیار کشندهتری جامعه را دچار بحرانهای هویت؛ نسلی، جنسی، عقیدتی و حتی سیاسی و اقتصادی نمایند. بنابراین همان طور که به مراقبت اعضای خانواده در برابر بیماریهای جسمی میپردازیم، باید آنها را در برابر بیماریهای بسیار خطرناک فرهنگی نیز ایمن کنیم.
چند راه حل برای مواجهه با بحران
ـ باور کنیم ما نیز ممکن است همانند دیگران در معرض آسیبها قرار بگیریم.
ـ نسبت به خطراتی که ما و خانوادههایمان را تهدید میکنند، آگاهی یابیم.
ـ نیازهای فرزندان خود را بشناسیم و برای حل آن بکوشیم.
ـ میتوان برای شناسایی نیازهای خانواده، از خود آنها مشورت گرفت، اما باید توجه داشت که به همان نسبت که کمبود امکانات میتواند موجب آسیب خانواده گردد، رفاه دایمی و برآوردن نیازهای کاذب نیز خطرناک است.
ـ از طریق افزایش آگاهی خود، خانواده را به سمت وفاق بیشتر هدایت کنیم.
ـ کنترل غیرمستقیم اعضا به ویژه نوجوانان و جوانان ضروری است. توجه داشته باشیم که معاشرت با دوستان بد از یک سو و تنها نهادن فرزندان از سوی دیگر به یک اندازه میتوانند خطرساز باشند.
ـ سعی کنیم بهترین دوست فرزندان خود باشیم.
ـ گهگاه مسایل خانواده را با فرزندان در میان بگذاریم و از آنها در ارائه راهحل یاری بجوییم. این امر موجب بلوغ فکری و احساس تعلق فرزندان نسبت به خانواده میشود.
ـ میان عطوفت و سختگیری بر کردار فرزندانمان اعتدال برقرار نماییم.
ـ بهترین تصمیمها را در بدترین شرایط بگیریم.
(( بسم رب شهدا و الصدیقین))
تهاجم فرهنگي وانحرافات اجتماعي
((بسم رب شهدا و الصدیقین))
گـرامی باد هفته دفاع مقدس
رژه نیروهای مخلص بسیجی حوزه دو شهید مدرس سپاه ناحیه
امام حسین استان البرزدر روز پنجشنبه 31 شهریور سال 90 همزمان با
هفته دفاع مقدس راس ساعت هشت صبح به سمت میدان والفجر کرج
حرکت می کنند.از تمامی برادران بسیجی خواهشمندیم یک ساعت قبل از
حرکت در محل حوزه جهت ارائه برنامه توسط فرمانده
حوزه حضور رسانند.
با سلام خدمت شورای محترم پایگاه دو معلم شهید
برگزاری جلسه کارگروه طرح صالحین روز چهارشنبه
مورخ 30/6/90 بعد از نماز مغرب و عشا با حضور فرمانده محترم
پایگاه و همچنین شورای پایگاه برگزارمی گردد.حضور کلیه شورای پایگاه
در این جلسه الزامی است.
لیست اسامی معرفی شده در مسابقات دارالقرآن سپاه کرج توسط حوزه دو
با سلام و ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات لیست اسامی منتخبین
در مسابقات قرآن کریم سپاه امام حسن(ع) به شرح زیر می باشد:
1- ابراهیم مرتضوی 2- حسن بیات 3- حسن بختیاری 4- حسین بختیاری
5- حسن رضاخانی6-حسین رضاخانی7- سید مهدی مجیدی
با آرزوی موفقیت های پی در پی برای این عزیزان
ستاد خادمین دارالقرآن حوزه دو مقاومت بسیج شهید مدرس
بابا جان باز سلام
ای پدر جان منم زهرایت دختر کوچک تو ای امید من و ای شادی تنهایی من
به خدا این صدمین نامه بود از چه رو هیچ جوابم ندهی ؟
یاد داری که دم رفتن تو دامنت بگرفتم ؟ من به تو می گفتم پدر اینبار نرو پدر اینبار نرو
من همانروز بله فهمیدم سفرت طولانی ست
از چه رو ای پدرم تو به این چشم ترم هیچ توجه نکنی ؟
به خدا خسته شدم
به خدا قلب من آزرده شده
چند سال است که من منتظرم
هر صدایی که ز در می آید همچو مرغی مجروح پابرهنه سوی در تاخته ام
بس که عکست به بغل بگرفتم رنگ از روی من و عکس چو ماهت رفته است
من و داداش رضا بر سر عکس تو دعوا داریم
او فقط عکس تو را دیده پدر با جمال تو سخن می گوید
مادرم از تو برایش گفته او فقط بوی پدر را ز لباست دارد
بس که پیراهن تو بوییده بس که در حال دعا رو به سجاده تو اشک فشان نالیده
طاقتش رفته دگر پای او سست شده دل او بشکسته
به خدا خسته شدیم
پدرم گر تو بیایی به خدا من ز تو هیچ تقاضا نکنم
لحظه ای از پیشت جای دیگر نروم هرچه دستور دهی من بلافاصله انجام دهم
همه دم بر رخ ماه و قدمت بوسه زنم
جان زهرا برگرد
جان زهرا برگرد
دائما" می گویم : مادرم هرکه رفته است سفر برگشته پدر دوست من پدر همسایه پدران دگر
پس چرا او سفرش طولانی است ؟
او کجا رفته مگر ؟
او که هرگز دل بی مهر نداشت او که هر روز مرا می بوسید
او که می گفت برایش به خدا دوری از ما سخت است
پس چرا دیر نمود ؟
آری من می دانم که چرا غمگین است علت تاخیرش من فقط می دانم
آخر آن موقع ها حرف قرآن و خدا و جون بود
کربلا بود و هزاران عاشق
همه مسئولین چون رجایی و بهشتی بودند
حرف یکرنگی بود
ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت
همه خواهرها زیر چادر بودند
صحبت از تقوی بود همه جا زیبا بود
پارک هم بوی شهادت می داد جای رقص و آواز همه جا صوت دعا می آمد
کوچه ها راست و مردم همه راست همگی رو به خدا همه خط ها روشن خوب و خوانا بودند
حرف از ایمان بود حرف از تقوی بود
اما امروز پدر
درد دل بسیار است
همه آنچه به من می گفتی رنگ دیگر دارد یا بسی کمرنگ است
من که می ترسم تنها به خیابان بروم مادرم می ترسد او به من می گوید در خیابان خطر است
بر سر بعضی ها چادری پیدا نیست مویشان بیرون است
همه عینک دارند به نظر می آید چشمشان معیوب است راهشان پیدا نیست
خط کج گشته هنر
بی هنرها همگی خوب و هنرمند شدند
کج روی محبوب است
در مجالس و سخنرانی ها جای زیبای شهیدان خالی ست یا اگر هست از آن بوی ریا می آید
نامهای شهدا از روی اماکن همه برمی دارند
از دل غمزده ما همگی بی خبرند یا نه بهتر بگویم بر روی اشک یتیمان شهید جنگ شادی دارند
سرقت مال عمومی هنر است
ترس از آزادی است
ترس از رابطه با امریکاست
آری من می دانم علت غصه و اندوه تو بابا این است
پدرم من اینبار می نویسم که اگر بازگشتن ز برایت سخت است ما بیاییم برت
تو فقط آدرست را بنویس در کجا منزل توست
مادرم می داند مادرم می داند
او به من می گوید پدرت پیش خداست در بهشتی زیبا با همه هم سفرانش آنجاست
خانه اش هم زیباست
حضرت خامنه ای هم می گفت: دخترم غصه نخور پدرت خندان است دوستت می دارد
تو اگر گریه کنی پدرت هم به خدا می گرید
همه شب لحظه خواب پدرت می آید صورتت می بوسد دست بر روی سرت می کشد او
من از آن لحظه دگر شاد و خوشحال شدم
از خدا می خواهم تا که جان در تنم است تا حیاتی باقیست رهبرم چون پدری بر سر من زنده بود
چهره زیبایش چون جمال مه تو شاد و پرخنده بود
من به تو قول دهم که دگر از این پس اینهمه اشک غم انگیزه نریزم بابا
همچو مادر از فراق رویت نیمه شب نوحه و زاری نکنم
تو فقط ای پدرم از خدایت بطلب که من و مادر و این امت اسلامی ما
همگی چون تو پدر راه ما راه شهیدان باشد دائماٌ بر سر ما سایه رهبر و قرآن باشد
پدرم خندان باش
من به تو مفتخرم
من به تو مفتخرم
rasekhoon.net/Article/Show-61274.aspx
گرداب فتنه
حادثه ها و فتنه ها، عبرت آموز و بيدار گردند. از عبرت هاي مهم فتنه، زمان شناسي و دشمن شناسي است.
زمان شناسي يعني فهم آنچه در ظرف زمان مي گذرد و دشمن شناسي يعني شناخت جبهه حق و باطل و
تشخيص ترفندهاي دشمنان.
يكي از دوران هاي پرآشوب و فتنه خيز تاريخ، دوران خلافت امام علي (عليه السلام) بود و آنچه اكنون براي ما
مهم است عملكرد يگانه مرد روزگار، امام علي (عليه السلام) در برخورد با فتنه است. از اين رو، در چند
شماره، ويژگيهاي فتنه، علل و زمينه هاي پيدايش آن، چگونگي رويارويي با فتنه ها و راه هاي برون رفت
از آنها را از ديدگاه آن حضرت وا مي كاويم.(1)
مفهوم فتنه
واژه فتنه در كتاب هاي لغت بيشتر به مفهوم آزمايش، آشوب، گمراهي و فريفتگي، آمده است.(2)
فتنه به تعبير قرآن كريم(3)، عامل آزمايش بشر است تا انسان با اراده اش، سعادت يا شقاوت خويش را رقم
بزند.هنگامي كه فتنه به مردم رو مي آورد، خالص ها را از ناخالصي ها جدا مي كند. نيروي تفكر و تدبر
و اراده، انسان را ومي دارد تا ميان درست و نادرست، راه و چاه و آب و سراب، يكي را برگزيند.
ويژگي هاي فتنه از ديدگاه امام علي (ع)(4)
امام علي (عليه السلام) پس از واقعه نهروان خطبه اي مي خواند و ويژگي هاي فتنه را چنين توصيف مي كند:
«داستان فتنه ها چنين است؛ هنگامي كه رو مي آورند فضا را به شبهه مي آلايند، اما چون پشت مي كنند
سخت آگاهي بخشند. به هنگام روي آوردن ناشناخته اند، اما به گاهِ رفتن كامل شناخته شده اند.
هجومشان گردبادي كور را مي ماند كه به شهري فرود مي آيد و شهر را ناديده مي گيرد...»(5)
در اين كلام امام، فتنه داراي چند ويژگي است از جمله:
1. آراستگي با حق
آن گاه كه فتنه روي مي آورد، آن گونه نيست كه همگان دركش كنند و چنان آشكار نيست كه مردم آن را
بشناسند، بلكه چنان خود را به حق آراسته و با آن آميخته است كه بسياري از مردم بدان رو مي كنند و
همين رمز گسترش فتنه است.
2. آشكار شدن ماهيتش بعد از تمام شدنش
مردم هنگامي فتنه را مي شناسند و چهره واقعي اش را مي بينند كه جامعه را ترك مي كند. اين جزئي
از ماهيت فتنه است كه در پايان راه، پرده از رخ بركشيد و باطن نازيبا و بدمنظرش را نمايان سازد. آن زمان،
بسياري كه خود را در آتش فتنه افكنده و با آن همراه گشته اند، حاصلي جز حسرت و اندوه نخواهند داشت.
3. كور كننده و تاريك گرا
فتنه همانند بادي كه از شهري مي گذرد و شهر ديگر را درهم مي كوبد، كور كننده و تاريك كننده است.
هنگام هجوم فتنه ها چشم ها همديگر را نمي بينند و انسان ها فرياد يكديگر را نمي شنوند.
4. فراگير است
هيچ كس را از فتنه گريزي نيست و كسي نمي تواند دامان خود را از آن بركشد.دانشمندان و نادانان، بزرگان
و خُردان، پيران و جوانان، زنان و مردان هر يك را به گونه اي درگير مي سازد.
برگرفته از سایت برجسته راسخون
اما نوعی دیگری از تقسیم بندی از جنگ وجود دارد که به اندازه تاریخ بشر قدمت دارد و فقط ممکن است
1- جنگ سخت
2- جنگ سرد
3- جنگ نرم
مثلا در دوره ای غلبه با جنگ سخت بوده اما در عین حال جنگ سرد یا جنگ سخت همزمان با آن
بررسی مقوله جنگ و منازعات میان کشورها نیز نشان می دهد که تا پایان جنگ جهانی دوم، غلبه
جنگ سخت
تا پایان جنگ جهانی دوم(1945م) غلبه با این نوع جنگها می باشد. جنگ سخت متکی بر قدرت
جنگ سرد(نیمه سخت)
در دوره نظام دو قطبی، از پایان جنگ جهانی دوم تا مقطع فروپاشی شوروی سابق(1991م) این جنگ
جنگ نرم
این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم
لیکن با توجه به غالب بودن جنگ نرم در عصر حاضر از یکسو، پیچدگی، تاثیرگذاری، ماهیت و عملکرد آن
مکان های خاص یاد کردن امام زمان(عج)
حقوق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف(2)معرفت به مقام والای حضرتباید قبل از قیام
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف او را شناخت و از او پیروی کرد. امام صادق علیه
السلام فرموده است: <رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خوشا به سعادت کسی که
مهدی... ادامه ...
چرا برای امام زمان (عج) دعا میکنیم؟
دلیل دعا کردن براى سلامتى امام عصر چیست؟ در حالى که خداى منان اراده دارد ایشان زنده
و سلامت بمانند، آیا اصلا امکان دارد آن وجود مبارک دچار کسالت شوند؟ آن سفر کرده که صد
قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش 1 دعا از... ادامه ...
میخواهی امام زمانت را دریابی؟
استقامت در حفظ ایمان و عقیده می خواهی امام زمانت را دریابی، باید دین و ایمانت را از شر
شیاطین، کافران، منافقان و دشمنان اهل بیت(علیهمالسلام) و نیز شبه هایی که هر لحظه ممکن
است به عرصه ایمان و دین شخص رخنه کرده و هجوم آورد، حفظ کنی. ثبات و... ادامه
امام زمانت چه کردهای؟
جمکرانش را که میشناسی؟ چند بار رفتهای آنجا برای بازگو کردن واگویههای دلت! ... آنجاکه رفتهای،به امام زمانت چه گفتهای؟ به قدر و یقین ظهورش را خواستهای، نه؟ که زودتر بیاید... آه! که چه است این روزها و این لحظهها که نبودن مولا و مقتدایمان چقدر آزارمان... ادامه ...
برای امام زمانت چه کردهای؟
جمکرانش را که میشناسی؟ چند بار رفتهای آنجا برای بازگو کردن واگویههای دلت! ... آنجا که رفتهای، به امام زمانت چه گفتهای؟ به قدر و یقین ظهورش را خواستهای، نه؟ که زودتر بیاید... آه! که چه است این روزها و این لحظهها که نبودن مولا و مقتدایمان چقدر آزارمان... ادامه ...
برای فرج چگونه دعا کنیم؟
اگر به منظور جست و جوی راهکار برای تعجیل در فرج و رسیدن به وصال ایام صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه و شریف)٬ در توقیعات شریفه٬ رویاهای صادقه٬ مکاشفات رحمانی و تشرفات افراد به محضر مبارک آن ولی خدا بنگریم٬ در سه مقطع میتوان رهنمودهای آن امام همام را... ادامه ...
مصاحبه با قرآن درباره امام زمان عليه السلام
باز شب و روز جمعه اي ديگر از راه رسيد ودل ما ياد بهار انتظار کرده است وتمناي حضور تو بار ديگر در جانمان شعله مي کشد و عقلمان با پرسش هاي آخر الزماني سرخ مي گردد ولي پاسخ جز از ناب ترين سرچشمه ها نجوييم يعني قرآن.اينگ سوالات... ادامه ...
چگونه بايد باشيم تا امام زمان(ع) از ما راضى باشد
نصایح آیةالله میرزا جواد تبریزی ره به طلاب معمولاً طلّاب جوانى كه خدمت فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى قدس سره مىرسيدند، اين سؤال را مىپرسيدند كه: »آقا! بفرماييد چه كار كنيم كه كارهايمان مرضىّ ولى عصرعليه السلام باشد؟« مرحوم ميرزا قدس سره قبل از هر چيزى به ظاهر طلّاب نظر... ادامه ...
اسرار غیبت امام زمان (عج) و تشرف به ديدار حضرت در خواب يا بيداري
آزمایش مردم بیم از كشته شدن آمادگی و استعداد مردم خالی نماندن زمین از حجت نداشتن یار و یاور تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور غیبت ولی عصرعلیه السلام از رازهای بسیار پیچیده ای است كه با ظهور او همه حقیقت روشن می گردد. "عبدالله بن فضل هاشمی" می... ادامه ...
ويژگيها و امتيازات اخلاقى امام زمان (عج)
امام زمان(عليه السلام) از آن رو كه وارث همه پيامبران عظيم الشّأن و اولياى گران قدر الهى است، مجموعه اى كامل از صفات كمال و جمال را دارا است. او تجلّى بخش اخلاق عظيم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و خصوصيات شگفت اميرالمؤمنين(عليه السلام) و مكارم و فضايل والاى فاطمه... ادامه ...
آیا ابوبکر و عمر از روی رغبت اسلام آوردند یا به زور و اکراه؟؟
جدا کردن مالهای حلال از حرام، سعد بن عبدالله اشعری می گوید: روزی با شخص مخالفی صحبتی در میان آمد و درباره امامت با هم مناظره می کردیم تا اینکه بحث ما به جائی رسید که مخالف گفت: «آیا ابوبکر و عمر از روی رغبت اسلام آوردند یا به زور... ادامه ...
وکیل حضرت صاحب الزمان (ع ) کیست؟
حسین بن علی معروف به علی بغدادی می گوید: زنی سوال کرد: وکیل حضرت صاحب الزمان ع کیست؟ پس بعضی از اهالی قم به او گفتند: «ابوالقاسم بن روح است.» و او را به آن زن معرفی کردند. پس آن زن نزد ابوالقاسم بن روح رفت و من نیز ان... ادامه ...
ناپدید شدن از داخل حجره از زبان یعقوب بن منفوس
یعقوب بن منفوس می گوید: روزی به خدمت حضرت امام حسن عسکری ع رفتم، دیدم آن حضرت بر روی تختی نشسته است، در طرف راست آن حضرت حجره ای بود که پرده ای بر درگاه آن آویخته شده بود. من عرض کردم: «ای سید من! من صاحب امر امامت بعد... ادامه ...
جواب دادن به سوالهای پرسیده نشده و خبرهای غیبی
حکیمه خاتون می گوید: بعد از شهادت امام حسن عسکری ع، من در صبح و شام حضرت صاحب الامر ع می بینم و از هر چه که از من می پرسند، آن حضرت، به من خبر می دهد و من نیز به ایشان خبر می دهم. و قسم به خداوند... ادامه ...
رشد و نمو اعجازانگیز امام زمان ع در کودکی
حکیمه خاتون می گوید: بعد از گذشت چهل روز از تولد حضرت صاحب الامر ع، ملائکه آن حضرت را بازگرداندند. پس امام حسن عسکری ع مرا طلبید. چون به خدمتش رسیدم، ناگاه آن کودک را دیدم که در پیش روی او راه می رفت. پس گفتم: ای سید من! این... ادامه ...
رفتن به عرش الهی و گفتگو با خدا
از امام حسن عسکری ع مرویست که فرمود: «چون پروردگارم، مهدی این امت را به من عطا فرمود، ملائکه را فرستاد که او را برداشتند و به سرا پرده عرش بردند تا آنکه او در حضور قرب الهی ایستاد. سپس خداوند به او فرمود: «مرحبا به تو ای بنده من... ادامه ...
به اطلاع کلیه علاقه مندان به فراگیری می رسانیم:
خادمین دارالقرآن حوزه دو مقاومت بسیج شهید مدرس کرج در نظر دارد همزمان با فرا رسیدن
ماه مبارک رمضان کلاس های آموزش قرآن توسط اساتید برجسته و همچنین استفاده از قاریان ممتار
در سطح شهر برگزار می نمائید.از کلیه علاقه مندان دعوت می گردد جهت اطلاعات بیشتر با وبلاگ زیر
در ارتباط باشید.
www.darolquran.loxblog.com
خادمین دارالقرآن حوزه دو مقاومت بسیج شهید مدرس
ولادت با سعادت منجی عالم بشرت مهدی موعود (عج) بر شعیان تبریک باد.
جشن بزرگ نیمه شعبان همزمان با ولادت حضرت مهدی(عج) در مسجد
حضرت ابولفضل (ع) در کرج اسلام آباد منطقه یک خیابان قزلباش برگزار
می گردد.مسابقه بزرگ مهدویت با کسب جوایز ارزنده به برندگان مسابقه
اهدا خواهد شد.
جهت تعجیل در فرج امام زمان(ع) صلوات
به نام مظلومیت بسیج و غربت بسیجی
بسیجی ایستاده است...
چشم هایی سرشار از بصیرت، سینه ای مالامال از ولایت
و بازوانی پر از همت.
در غوغای نا امان ناجوانمردی ها و در سودای ادعاها و خود
خواهی ها و خودفروختگی ها.
ایستاده است در امتداد زلال ولایت. در سایه سار یک عشق.
در جنبشی به سمت شهادت.
بگذار تا نامحرمان و رنگ شدگان، بر بی رنگی مان بخندند...
5 آذر 1358. خمینی کبیر(ره) و انقلابی دیگر، انقلابی به رنگ عشق.
به ایستادگی ولایت و به سمت شهادت.
و امام خمینی کبیر(ره) فرمود:
اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع
دشمنان و جهانخوارن از آن دور خواهد گردید. باید تمام بسیجیان
جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند.
و امام خامنه ای(مدظله العالی) فرمود:
امروز افتخارات گوناگون نتیجه حضور انسان های خدوم، توانا و بی
نام و نشان در صحنه های گوناگون است که اگر این حقایق به
درستیشناخته نشود، ظلم به بسیج است.
و بسیجی ایستاده است، استوار و جان بر کف.
بگذار تا توهم زدگان که اندیشه متعفنشان، دین سبز می زاید و
کلامشان از خیانت سرشار می شود و وجود خس و خاشاکشان
دست در تارهای عنکبوت دارد...
((بسمه تعالی))
جـــوانــان و نــواجـوانان عـزیز ایران زمین به گوش و آگاه باشید.
با سلام بر امام زمان(عج) و تمامی انسان های آزاده و حقیقت طلب،آیا در زمان
فعلی که تاثیرات و تفکرات فرهنگ غرب زدگی در کشورهای شرقی افزایش یافته،
و جوانان ونوجوانان جوامع اسلامی را به این موضوع سوق می دهند.آیا باید همچنان
تفکرات خودرا نسبت برخی کشورهای که تلاش های جدی را برای از بین بردن روحیه
اسلامی رااز قشر پر مخاطب یعنی جوانان کشور توسعه دادند.همچنان نسبت به این موضوع
بی اهمیت باشیم.آیا کسانی که در 8 سال دفاع مقدس تلاش هایی برای از بین بردن جوانان
که همانند گل روزگار بودنند زیر پا له کرده اند آیا اینگونه افراد اکنون ادعای دمکراسی و
حقوق بشر می کنند.آیا جوانان ما نباید به گوش و آگاه باشند که سالیانه بودجه خاصی برای از
بین بردن تفکرات این جوانان گشته از تمامی جوانان و نوجوانان عزیز خواهشمندیم مراقب
فتنه های زمان باشید.مراقب اعمال و رفتار خود باشید.به امید آن روز که این انقلاب بدست
صاحب اصلی آن یعنی آقا امام زمان (عج) قرار گیرد تا شاهد از بین رفتن این دشمنان اسلام باشیم.